غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

مردم چشمم ز تو خالی بس است

مونس جان از تو خیالی بس است

۱

ماه فروشد بنمای ابروان

نایب ماه از تو هلالی بس است

۲

بهر رکاب تو ز خون جگر

بر رخ من بسته دوالی بس است

۳

خوان چه حد من که نهم پیش تو

خدمت درویش خلالی بس است

۴

مایل طوبی نشوم در بهشت

باغ مرا چون تو نهالی بس است

۵

نیست سپه شرط جهانگیریت

از تو همین عرض جمالی بس است

۶

ساغر زر پر چه کنی بهر من

بر کفم آلوده سفالی بس است

۷

مزد غزلهای تو جامی تمام

نیم قبولی ز غزالی بس است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بس استقافیه: ـالی۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ابرواناست
  3. جگراست
  4. تواست
  5. بهشتاست
  6. جهانگیریتاست
  7. مناست
  8. تماماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.