غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوست

زابرو و غمزه تیر بلا بر کمان اوست

۱

صاحبدلان به راه وفا خاک گشته اند

گو خوش بران که رخش جفا زیر ران اوست

۲

ما در میان غصه چو موییم ازان کمر

خوش آن که دست کرده کمر در میان اوست

۳

دامن کشان چو گل به سر سبزه تا گذشت

دستان بلبلان چمن داستان اوست

۴

تا بهره مند شد ز کف او عنان به رخ

خونم دوال بسته ز رشک عنان اوست

۵

باشد چو جام دیده پر از اشک حسرتم

تا دیده ام که جام دهان بر دهان اوست

۶

یک جامه نیست بر تن جامی ز غم درست

جز خشک گشته پوست که بر استخوان اوست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوستقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«اوست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اوستاوست
  2. انداوست
  3. کمراوست
  4. گذشتاوست
  5. رخاوست
  6. حسرتماوست
  7. درستاوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.