غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست

داغ توام ز باغ کسان خوشتر آمده ست

۱

افسون بی غمی چه کنم کز رخ تو دور

یک غم ز دل نرفته صد دیگر آمده ست

۲

کردی به خانه ام ز در مرحمت گذر

امروز بختم از در دیگر درآمده ست

۳

مشکل که ایستد ز مژه خونم اینچنین

کز غمزه تو بر رگ جان نشتر آمده ست

۴

فرسوده قالبم که دل آتشین در اوست

خاکستری نهفته در او اخگر آمده ست

۵

گوهر خوش است و لعل خوش اما ز دست تو

سنگی که می رسد ز همه بر سر آمده ست

۶

روشن دلم که مهبط انوار قدس بود

از صورت تو بتکده آزر آمده ست

۷

در دفترم محاسب اوصاف دلبری

وصف خط عذار تو سردفتر آمده ست

۸

خط لبت که در دل جامیست بسته نقش

ایمن ز شست و شو چو خط ساغر آمده ست

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمده ستقافیه: ـر۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. دورست
  3. گذرست
  4. اینچنینست
  5. اوستست
  6. توست
  7. بودست
  8. دلبریست
  9. نقشست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.