غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست

جای آن دارد اگر جان و دلم شیدای اوست

۱

دارد از نور رخش شمع شبستان پرتوی

ورنه پروانه چرا زینگونه ناپروای اوست

۲

او به کس ننموده روی و شهر ازو پر گفت و گوی

او درون پرده و آفاق پر غوغای اوست

۳

خیمه زد سلطان حسن او به صحرای ظهور

گنبد نیلوفری یک خیمه از صحرای اوست

۴

در حریم این چمن هرجا نشان راستی

دیده ام بالای او یا سایه بالای اوست

۵

هرکجا آن عارض و لب ایمنی در ایمنیست

فتنه و شوری که هست از نرگس شهلای اوست

۶

هست بر هر جزو جامی صد رقم از داغ عشق

شرح این داغ است هر حرفی که بر اجزای اوست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوستقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«اوست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اوستاوست
  2. پرتویاوست
  3. گویاوست
  4. ظهوراوست
  5. راستیاوست
  6. ایمنیستاوست
  7. عشقاوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.