غزلیات

شمارهٔ ۹۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند

در دل عشاق محنت دیده چاک انداختند

۱

نقد دل نامد به کف گرچه پی آن گمشده

آن رخ و زلف غبارآلوده خاک انداختند

۲

بویی از میخانه زد بر ساکنان صومعه

جویها در صحن آن کندند و تاک انداختند

۳

کم طلب اشک نیاز از دیده آلودگان

زانکه این گوهر به دامنهای پاک انداختند

۴

شد دو چشمت غمزه زن در خاک و خون غلطید دل

مرغ مسکین را به زخمی در طپاک انداختند

۵

بر مغان بویی زد از لعل لب میگون تو

صیت میخواری درین دیر مغاک انداختند

۶

دست زد جامی به مسکین صولجان آن سوار

همچو گویش سر به میدان هلاک انداختند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: انداختندقافیه: ـاک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. انداختندانداختند
  2. گمشدهانداختند
  3. صومعهانداختند
  4. آلودگانانداختند
  5. دلانداختند
  6. توانداختند
  7. سوارانداختند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.