غزلیات

شمارهٔ ۹۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود

در خراسانم دل از سودای او شیدا شود

۱

ور رسد اینجا خبر کافروخت شمعی رخ به شام

جان من پروانه سان از شوق ناپروا شود

۲

کیست جز من آن کز اول پای در غوغا نهد

چون ز شهر آشوب ماهی شهر پرغوغا شود

۳

آتش افتد در من از غیرت که چون آن من نیم

هر که را بینم که از عشق بتی رسوا شود

۴

تا نباشد غیر من عاشق به عالم کاشکی

در دلم غم های عشق عاشقان یکجا شود

۵

بس که گیرد درد جویایی عشقم هر شبی

اشک و آه من زمین گرد و فلک پیما شود

۶

تنگیی دارد دل جامی برون از قید عشق

تا نگردد در سر زلفی گره کی وا شود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. شامشود
  3. نهدشود
  4. نیمشود
  5. کاشکیشود
  6. شبیشود
  7. عشقشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.