به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست
بی نشان است همه نام و نشان چیزی نیست
۱چند محجوب نشینی به گمان دگران
خیمه در کوی یقین زن که گمان چیزی نیست
۲بی زبان شو چه کنی سرغم عشق بیان
که درین مسئله تقریر زبان چیزی نیست
۳هستی توست حجاب تو وگر نی پیداست
که بجز دوست درین پرده نهان چیزی نیست
۴تا کی از صومعه آرایی پی دعوت خلق
بانگ بیهوده چو در سفره و خوان چیزی نیست
۵گر ز عشقت خبری هست بگو ای واعظ
ورنه خاموش که فریاد و فغان چیزی نیست
۶بنده عشق شدی ترک نسب گو جامی
که درین راه فلان بن فلان چیزی نیست
۷