غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست

بی نشان است همه نام و نشان چیزی نیست

۱

چند محجوب نشینی به گمان دگران

خیمه در کوی یقین زن که گمان چیزی نیست

۲

بی زبان شو چه کنی سرغم عشق بیان

که درین مسئله تقریر زبان چیزی نیست

۳

هستی توست حجاب تو وگر نی پیداست

که بجز دوست درین پرده نهان چیزی نیست

۴

تا کی از صومعه آرایی پی دعوت خلق

بانگ بیهوده چو در سفره و خوان چیزی نیست

۵

گر ز عشقت خبری هست بگو ای واعظ

ورنه خاموش که فریاد و فغان چیزی نیست

۶

بنده عشق شدی ترک نسب گو جامی

که درین راه فلان بن فلان چیزی نیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: چیزی نیستقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«چیزی نیست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. دگراننیست
  3. بیاننیست
  4. پیداستنیست
  5. خلقنیست
  6. واعظنیست
  7. جامینیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.