غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سبزه نو که ز گلزار رخت سر زده است

رقم نسخ گل از غالیه تر زده است

۱

چون خط سبز تو یک حرف ندیده‌ست صبا

عمرها دفتر گل گرچه به هم برزده است

۲

خط مشکین تو دودیست کز آتش برخاست

آه از این دود که آتش به جهان درزده است

۳

داشت مقصود هواداری سرو تو صبا

زان همه مشت که بر فرق صنوبر زده است

۴

دست مشاطه جدا به که کنند از شانه

که چرا شانه در آن جعد معنبر زده است

۵

گر نه نایابی کام دل ما خواست لبت

قفل یاقوت چه بر حقه گوهر زده است

۶

جامی از لعل تو هرگز نزده ساغر عیش

کش نه سنگین دل تو سنگ به ساغر زده است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـزده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. صبااست
  3. برخاستاست
  4. صبااست
  5. شانهاست
  6. لبتاست
  7. عیشاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.