غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آن که تیغ مهر او در سینه صد چاکم زند

کشته آنم که چون مه خیمه بر خاکم زند

۱

شویم از خون جگر گر صد رقم هر دم قلم

جز خیال خط او بر لوح ادراکم زند

۲

گرچه باغی ام خزان دیده، شوم رشک بهار

ابر لطفش گر نمی بر خار و خاشاکم زند

۳

جز هوس نبود حجاب راه گو از برق عشق

لمعه ای کآتش درین جان هوسناکم زند

۴

زان بهار لطف خواهم بود لبخندان چو گل

گرچه صد چاک از جفا در دامن پاکم زند

۵

گر اجل بیند که چون می میرم از یک زخم زود

بوسه ها بر خنجر بدخوی بی باکم زند

۶

گفتم از جامی چه جرم آمد کزو پیچی عنان

گفت دست آرزو تا کی به فتراکم زند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زندقافیه: ـاکم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زندزند
  2. قلمزند
  3. بهارزند
  4. عشقزند
  5. گلزند
  6. زودزند
  7. عنانزند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.