غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است

که ز سر تا به قدم شعبده و دستان است

۱

مجلس از رشک رخش داغ نه گلزار است

خانه از سرو قدش طعنه زن بستان است

۲

تا لبش چاشنیی در قدح باده فکند

رفته بر چرخ برین عربده مستان است

۳

عیش را داد بده کام دل از می بستان

که ز هر گوشه صدای بده و بستان است

۴

نگسلم طفل وش از دایه لطفش هر چند

که سیه کرده ز بخت سیهم پستان است

۵

خضر و سرچشمه او می طلبی خیز و بجوی

آن خط سبز و لب لعل که گر هست آن است

۶

جامی از خاک خراسان چه کنی قصد حجاز

چون تو را کعبه مقصود به ترکستان است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـستان۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. فکنداست
  4. بستاناست
  5. چنداست
  6. بجویاست
  7. حجازاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.