غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

چنین کان ترک عاشق‌کش به حسن خویش می‌نازد

سزد کز غایت حشمت به حال من نپردازد

۱

به راهش خاکم ای دیده بزن بر آتشم آبی

که ترسم توسنش را ز آتش دل نعل بگدازد

۲

عجب تند است رخش او که گردش درنمی‌یابد

دلم هر چند از پی مرکب اندیشه می‌تازد

۳

همه خوبان به چوگان باختن یارب چرا هرگز

نمی آید برون ماه من و چوگان نمی بازد

۴

ز جام نیستی ریز ای اجل یک جرعه در کامم

که بیماران هجران را جز این شربت نمی سازد

۵

ره و رفتار اگر این ست و لطف قد و بالا این

نشاید سرو را دیگر که در بستان سرافرازد

۶

کیم من جامیا کو آشکارم پیش خود خواند

نهانی یک نظر ای کاشکی سوی من اندازد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـازد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌نازدنپردازد
  2. آبیبگدازد
  3. درنمی‌یابدمی‌تازد
  4. هرگزبازد
  5. کاممسازد
  6. اینسرافرازد
  7. خوانداندازد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.