ای کسانی که در آن کوی گذاری دارید
این چنین در غم و اندوه مرا مگذارید
۱ناگهان گر سوی آن ماه گذاری بکنید
بر شما باد که از حالت من یاد آرید
۲سر به سر قصه غمهای مرا غصه دهید
یک به یک محنت و اندوه مرا بشمارید
۳می روم سوی عدم جان مرا بستانید
یادگاری به سگان در او بسپارید
۴تن فرسوده من بر سر راهش فکنید
چه شود یک خس و خاشاک دگر انگارید
۵بعد مرگ از من محروم گهی یاد کنید
شکر آن را که نه محروم ازان دیدارید
۶جز گیاه غم و حسرت ندمد از گل من
هر چه در روز ابد بر سر خاکم کارید
۷باغ خلد ار شودم جای هنوزم باشد
بر شما رشک که در سایه آن دیوارید
۸رفت آغشته به خون جامی ازان کوی به خاک
شاید ار بر سرش از دیده و دل خون بارید
۹