میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد
در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد
۱از موی میان تو جدا بس که کشم رنج
نتوان تن رنجور من از موی جدا کرد
۲با دیده غمدیده من اشک دمادم
آن کرد که با خانه تن سیل فنا کرد
۳دوران ز گل می و خشت سر خم
بس خانه عشرت که درین دیر بنا کرد
۴جانی ز لبت داشت تنم وام به گردن
از گردن او تیغ تو آن وام ادا کرد
۵تا شد به قبا سرو قد ناز تو مایل
گل اطلس فیروزه زربفت قبا کرد
۶جامی که شد از سنگ ستم بر تو دعاگوی
مرغیست که از برگ گل آغاز نوا کرد
۷