با این همه کین با من بیدل که تو داری
نشکیبم ازین شکل و شمایل که تو داری
۱دیوانگی آرد همه ارباب خرد را
برطرف مه این طرفه سلاسل که تو داری
۲هر اشک مرا بر درت افتاده سوالیست
کس را نبود این همه سایل که تو داری
۳مپسند که چون مه ز مقابل شودم دور
این طلعت با ماه مقابل که تو داری
۴از غمزه تو هر طرف افتاده قتیلیست
من کشته این غمزه قاتل که تو داری
۵هر لحظه بری صد دل و جان بیش که دارد
زاسباب جمال این همه حاصل که تو داری
۶از آتش جامی شده نرم است دل سنگ
از سنگ بود سختتر این دل که تو داری
۷