غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند

زآب چشم و دم سردش قدح ژاله کند

۱

کوهکن تیشه چو بر کوه زند آن چه صداست

آهن و سنگ ز درد دل او ناله کند

۲

دیده دنبال تو دل نیز خدا را مپسند

که رقیبم ز سر کوی تو دنباله کند

۳

مه توان خواند به آن خط رخ زیبای تو را

گر فلک گرد مه از عنبر تر هاله کند

۴

آنچه با زنده دلی کرد چو خضر آب حیات

لعل جانبخش تو با مرده صدساله کند

۵

عشق بی جلوه معشوق میسر نشود

عقل و دین کی برد آن وصف که دلاله کند

۶

لاف هر ناخلف از جا نبرد جامی را

راه موسی نزد بانگ که گوساله کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـاله۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. صداستکند
  3. مپسندکند
  4. راکند
  5. حیاتکند
  6. نشودکند
  7. راکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.