بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند
زآب چشم و دم سردش قدح ژاله کند
۱کوهکن تیشه چو بر کوه زند آن چه صداست
آهن و سنگ ز درد دل او ناله کند
۲دیده دنبال تو دل نیز خدا را مپسند
که رقیبم ز سر کوی تو دنباله کند
۳مه توان خواند به آن خط رخ زیبای تو را
گر فلک گرد مه از عنبر تر هاله کند
۴آنچه با زنده دلی کرد چو خضر آب حیات
لعل جانبخش تو با مرده صدساله کند
۵عشق بی جلوه معشوق میسر نشود
عقل و دین کی برد آن وصف که دلاله کند
۶لاف هر ناخلف از جا نبرد جامی را
راه موسی نزد بانگ که گوساله کند
۷