غزلیات

شمارهٔ ۴۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر می‌دمد

کشته آن غمزه را از خاک نشتر می‌دمد

۱

می‌زند تیغ قدت در باغ با سرو سهی

بید را زان رو به جای برگ خنجر می‌دمد

۲

کس نیابد بوی راحت از دل محنت کشم

آری آن ریحان ازین ویرانه کمتر می‌دمد

۳

مردم چشمم خیال خواب چون بندد دگر

کز خیال آن مژه خارش ز بستر می‌دمد

۴

کی شود پاک از گیاه غم مرا کشت امید

کِش ز یک جا می‌کَنَم صد جای دیگر می‌دمد

۵

از فسون خوان شد فزون سوز من آن دم‌ها که او

بر دل من می‌دمد گویی در اخگر می‌دمد

۶

زنده شو جامی که جانبازان تیغ هجر را

از فروغ روی جانان صبح محشر می‌دمد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌دمدقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌دمدمی‌دمد
  2. سهیمی‌دمد
  3. کشممی‌دمد
  4. دگرمی‌دمد
  5. امیدمی‌دمد
  6. اومی‌دمد
  7. رامی‌دمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.