از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
یاد کن از برگ ریز عمر و می در جام ریز
۱شد زرافشان فرش مینارنگ می سازد سپهر
ز ابر پرویزن که گردد بر سر زر سیم بیز
۲باغ شد بی برگ و اکنون هم خوش آهنگان باغ
می کنند آهنگ لیک از باغ آهنگ گریز
۳سبزه موقوف بهار آمد به زیر گل بلی
خفتگان باغ دارند انتظار رستخیز
۴هر گل راحت که گلبن داد مستان را به دست
می نهد در راهشان امروز صد خار ستیز
۵سرو ماند آزاد ز آسیبی که گلها را رسید
باد عمر سروران گو رو به باد این ریز و بیز
۶زود خواهد بود کآرد خار بهر اهل راز
همچو جامی صد گل معنی برون از طبع تیز
۷