غزلیات

شمارهٔ ۵۰۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش

با روی چنان ماه همه روی زمین باش

۱

با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلح

دل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش

۲

ای سوخته صد ره دلم از داغ جدایی

با عاشق دل سوخته خود به ازین باش

۳

پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیز

گه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش

۴

چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستم

خواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش

۵

ماییم و همین عاشقی و لذت دیدار

زاهد تو برو در طلب خلد برین باش

۶

جامی قدم از تخت جم و مسند جمشید

برتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: باشقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«باش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشباش
  2. صلحباش
  3. جداییباش
  4. نیزباش
  5. بستمباش
  6. دیدارباش
  7. جمشیدباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.