غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلا ملازم رندان دردکش می باش

به هر چه می رسد از صاف و درد خوش می باش

۱

مکن تعلق خاطر به نقش صفحه دهر

جریده وار همی زی و ساده وش می باش

۲

خراب ساده عذاران کج کلاهم من

رو ای ادیب تو دربند ریش و فش می باش

۳

دو کون در نظر من یکی شد ای خواجه

تو در شمار سه و چار و پنج و شش می باش

۴

چه غم ز منقصت صورت اهل معنی را

چو جان ز روم بود گو تن از حبش می باش

۵

منم ز جام می ای شیخ غرق بحر حیات

تو مانده خشک زبان بر لب از عطش می باش

۶

خلاصی از خود و از خلق بایدت جامی

ز جام پیر خرابات جرعه کش می باش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می باشقافیه: ـش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. باشباش
  2. دهرباش
  3. منباش
  4. خواجهباش
  5. راباش
  6. حیاتباش
  7. جامیباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.