حدیث ماه رخت شد تمام در مطلع
کشیده قصه زلفت دراز تا مقطع
۱به وصف روی تو یک بیت اگر به هم بندم
شود گشاده ز رحمت دری به هر مصرع
۲مرا بس اینکه شوم منتفع ز مشرب عشق
فقیه مدرسه و کسب علم لاینفع
۳مبین به چشم حقارت که پیر دهقان گفت
نرست شاخ گیاهی عبث درین مزرع
۴مرا ز پیش برافکن چو قصد جلوه کنی
که نیست روی تو را جز وجود من برقع
۵گرفت ربع و دمن سیل تا به کی گریم
علی لوامع برق من الحمی یلمع
۶به کنج میکده خمها زده ست صف جامی
بخواه معنی جمعیتی ازین مجمع
۷