غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بود عقیق سرشکی که ریزم از غم عشق

به چشم اهل محبت نگین خاتم عشق

۱

هنوز صبح وجود از شب عدم طالع

نگشته بود که بودم چو صبح همدم عشق

۲

مزن ز گریه ما خنده کآب دیده ما

ترشحیست ز باران شوق و شبنم عشق

۳

به ترک عشق خرد جهد می کند اما

به جهد او نشود سست عهد محکم عشق

۴

سپاه هوش و خرد ناگرفته راه گریز

گمان مبر که شود ملک دل مسلم عشق

۵

دلم که جای ریا بود و زرق شکر خدا

که جلوه گاه بتان شد به یمن مقدم عشق

۶

همای همت جامی خجسته فر مرغی است

گشاده پر به هوای فضای عالم عشق

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: عشققافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. عشقعشق
  2. طالععشق
  3. ماعشق
  4. اماعشق
  5. گریزعشق
  6. خداعشق
  7. استعشق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.