غزلیات

شمارهٔ ۵۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک

چگونه جان منش گشت جزو لاینفک

۱

تهی ست سبحه زاهد ز گوهر اخلاص

هزار بار من آن را شمرده ام یک یک

۲

به تیغ حادثه گردون کجا تواند کرد

نهان ز نامه عشقت حکایت ما حک

۳

من آن نیم که شوم تارک سجود درت

گرم رسد به مثل از تو تیغ بر تارک

۴

غمت مباد ترشح کند ز سینه چاک

ز غمزه کاش به هم دوزیش به یک ناوک

۵

دبیر صنع نوشته ست گرد عارض تو

به مشک ناب که الحسن و الملاحة لک

۶

بشوی دل ز قوانین عقل و دین جامی

که سر عشق بدینها نمی شود مدرک

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. شکلاینفک
  2. اخلاصیک
  3. کردحک
  4. درتتارک
  5. چاکناوک
  6. تولک
  7. جامیمدرک

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.