غزلیات

شمارهٔ ۵۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ

بر آبگینه ارباب همت آید سنگ

۱

نهاد چرخ مقوس کج است همچو کمان

ازان نشسته به خاکند راستان چو خدنگ

۲

کسی که گام درین بحر می زند پی کام

به کام می رسد آخر ولی به کام نهنگ

۳

مبین غزاله گردون و مهر او هر صبح

که شب به کین تو خواهد گرفت شکل پلنگ

۴

محیط دور افق گرچه قاف تا قاف است

بود چو دایره میم بر دل ما تنگ

۵

زکس نمی شنوم بوی انس کاش افتم

برون ز مسکن مانوس خود به صد فرسنگ

۶

به شهر نیست نوایی خوش آنکه راست کند

درای محمل جامی سوی حجاز آهنگ

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رنگسنگ
  2. کمانخدنگ
  3. کامنهنگ
  4. صبحپلنگ
  5. استتنگ
  6. افتمفرسنگ
  7. کندآهنگ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.