غزلیات

شمارهٔ ۵۳۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک

سهم خود جوینداز من کالهدایا مشترک

۱

سوختم صد بار تا کی سینه ریش مرا

سازی از مژگان جراحت ریزی از لبها نمک

۲

بر سر ما چون ز بهر امتحان سنگ زنی

روی زرد خود بر آن مالیم چون زر بر محک

۳

در وجود آن دهان داریم شک بهر خدا

زیر آن لب نکته ای فرمای بهر دفع شک

۴

تا نهان آیم به طوف کوی تو هر شب شود

تیر آهم میل چشم دیده بانان فلک

۵

گر رود بر چرخ ذکر دانه های خال تو

دردسر خیزد مسیحا را ز تسبیح ملک

۶

خواند جامی پیش آن خورشید شعری وقت صبح

ساخت گردون نظم پروین را به تیغ مهر حک

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. یکمشترک
  2. مرانمک
  3. زنیمحک
  4. خداشک
  5. شودفلک
  6. توملک
  7. صبححک

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.