زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک
یا غزال الحی یا ضبی الحمی ما املحک
۱تا شدی ظاهر بدین لطف و جمال ارباب دین
متفق گشتند در تفضیل انسان بر ملک
۲چون پری پنهان مشو ای بی تو بینایی محال
زانکه مردم را چو چشمی چشم را چون مردمک
۳نقد اخلاص مرا هر بار یابی پاک تر
گر زنی صد نوبت از سنگ جفایم بر محک
۴موجب ننگ است نامم نامه عشق تو را
کاش نامم را کند تیغ اجل زین نامه حک
۵دل یکی دارم من و دلبر یکی آن بخت کو
تا بگویم قصه دل پیش دلبر یک به یک
۶از فلک جامی چرا نالد که با او هر چه کرد
دور خورشید جمالت کرد نی دور فلک
۷