غزلیاتشمارهٔ ۵۳۶ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای ذات تو از صفات ما پاککنه تو برون ز حد ادراک۱هم از تو منیر شمع انجمهم از تو بلند قصر افلاک۲آدم به تو شد مکرم ار نهپیداست مقام ذره خاک۳از مهر تو هر سپیده دم چرخدراعه نیلگون زند چاک۴پرورده ابر رحمت توستهمچون گل و لاله خار و خاشاک۵در صیدگه دلاورانتارواح قدس شکار فتراک۶راهی ست پر از خطر ره عشقآنجا همه رهزنان بی باک۷بی بدرقه عنایت تونتوان شد ازان ره خطرناک۸یارب به کمال آن که داردبر کسوت جان طراز لولاک۹کز جام صفا و خم وحدتدر بزم مجردان چالاک۱۰آن باده حواله کن به جامیکز وصمت هستیش کند پاک۱۱