غزلیاتشمارهٔ ۴۳۴ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای نامه ز خود به خود نوشتهدر وی همه نیک و بد نوشته۱هر دم صنعت ز لوح هستیصد حرف سترده صد نوشته۲در نقطه خال عارفان راسر ازل و ابد نوشته۳بر صفحه چهره سالکان راآیات قبول و رد نوشته۴در خاک دمیده جان و نامشنسرین بر و سروقد نوشته۵از گل بنموده روی وصفشگلچهره و لاله خد نوشته۶این گفته به عشق خوان که جامیاز عشق نه از خرد نوشته۷