غزلیاتشمارهٔ ۶۱۲ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای بی تو چو غنچه خون درونمبنگر به سرشک لاله گونم۱زارم مکش این چنین خدا راهر چند که یافتی زبونم۲زنجیرکشان خیال زلفتانداخت به ورطه جنونم۳آنی ست تو را به خوبروییآن گشت به عشق رهنمونم۴هر لحظه چه پرسیم که چونیهم خود بنگر ببین که چونم۵یا لب بگشا بپرس حالمیا تیغ بکش بریز خونم۶هر شب من و آه و ناله جامیاین ست نوای ارغنونم۷