غزلیات

شمارهٔ ۵۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل

نگسلم از زلف تو پیوند تا شام اجل

۱

گر به دست باد نبود حل و عقد زلف تو

کی شود سوداییان عشق را یک عقده حل

۲

شد رقیب آواره و جایش سگ کویت گرفت

بی دلان را خاست از جان نعره نعم البدل

۳

محتسب قول و عمل را ناروا گوید ولی

نیست مطرب را روا قطعا به قول او عمل

۴

در دلم زینسان که محکم شد اساس عشق تو

کی به طوفان غم و سیل بلا یابد خلل

۵

دل محل توست تا گم شد به جست و جوی او

بر درت هر چند می جویم نمی یابم محل

۶

هست در وصف رخت از گفته جامی مدام

گلرخان را غنچه سان رنگین ورقها در بغل

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ازلاجل
  2. توحل
  3. گرفتالبدل
  4. ولیعمل
  5. توخلل
  6. اومحل
  7. مدامبغل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.