غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش

سرود بیخودی و آه عاشقانه خویش

۱

به خون همی طپم از ناله های خود همه شب

کسی نکرده چو من رقص بر ترانه خویش

۲

خیال خال تو بردم من ضعیف به خاک

چنانکه دانه کشد مور سوی خانه خویش

۳

ز چشم سخت دلان دور دار عارض و خال

به سنگ خاره مکن ضایع آب و دانه خویش

۴

سخن به قاعده همت آید ای واعظ

من و فسون محبت تو و فسانه خویش

۵

خوشم به شعله این آه آتشین همه شب

مرا چو شمع سری هست با زبانه خویش

۶

بر آستانه تو خاک شد سر جامی

چه می کشی قدم از خاک آستانه خویش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. شبخویش
  3. خاکخویش
  4. خالخویش
  5. واعظخویش
  6. شبخویش
  7. جامیخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.