غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

چند فروزم چراغ از علم آه خویش

بزم مرا ده فروغ از رخ چون ماه خویش

۱

بیرهی از حد گذشت تیغ سیاست بکش

درد سر عاشقان دور کن از راه خویش

۲

هر که به میم دهانت چشم گشاید چو «هی »

میل کشم به دیده اش از «الف » آه خویش

۳

شیخ سحرخیز یافت ذوق شراب صبوح

ساخت دعای قدح ورد سحرگاه خویش

۴

ذکر قدت در چمن رفت به بانگ بلند

سرو خجالت کشید از قد کوتاه خویش

۵

دل ز سجود درت مرتبه قرب یافت

بنده ز خدمت شود خاصگی شاه خویش

۶

روی نکوی تو خواست جامی ازین پس مدار

دور ازین خاک در روی نکوخواه خویش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشقافیه: ـاه۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. بکشخویش
  3. هیخویش
  4. صبوحخویش
  5. بلندخویش
  6. یافتخویش
  7. مدارخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.