غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کشتی مرا ز هجر رخ جانفزای خویش

ای ناخدای ترس بترس از خدای خویش

۱

زاهد که جا به گوشه محراب می کند

گر بیند ابروی تو نماند به جای خویش

۲

حیف است بر زمین کف پای تو فرش کن

از پرده های دیده من زیر پای خویش

۳

کوته فتاد رشته عمرم خدای را

یک تار مو ببخش ز زلف دو تای خویش

۴

دور از رخ تو ماند دلم بی سرود عیش

بلبل چو گل ندید فتاد از نوای خویش

۵

از خویش و آشنا همه بیگانه گشته ام

تا دیده ام سگان تو را آشنای خویش

۶

تو پادشاه حسنی و جامی گدای تو

ای پادشاه مرحمتی بر گدای خویش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویشقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. کندخویش
  3. کنخویش
  4. راخویش
  5. عیشخویش
  6. امخویش
  7. توخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.