ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص
تا یابم از کدورت خود یک دو دم خلاص
۱باشد به قدر لطف سخنور سخن لطیف
از گفته های عام مجو نکته های خاص
۲بر خصم جور پیشه مکن تیغ انتقام
در کیش عشق عفو ز قاتل به از قصاص
۳لطف عمیم دوست مرا خاص خویش خواند
ورنه مرا چه حد که زنم لاف اختصاص
۴طی کن به گام صبر و توکل طریق فقر
خواص ازین معامله شد قدوه خواص
۵بر گوش شیخ نعره مستان بود گران
لیت الزمان یفرغ فی اذنه الرصاص
۶جامی به قید حلقه آن زلف دل بنه
اذ لاخلاص منه بحال و لامناص
۷