غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف

مطرب زد این ترانه که می نوش لاتخف

۱

خالی ز دوستی نبود هیچ پوستی

بر صدق این سخن گواهند چنگ و دف

۲

آیا بود که صف نعالی به ما رسد

چون بر بساط وصل زنند اهل قرب صف

۳

بشناس قدر خویش که پاکیزه تر ز تو

دری نداد پرورش این آبگون صدف

۴

پای تو بر زمین اثر لطف و رحمت است

آن را که دیده فرش رهت شد زهی شرف

۵

عمر تو گنج و هر نفس از وی یکی گهر

گنجی چنین نفیس مکن رایگان تلف

۶

جامی چنین که می کشد از دل خدنگ آه

خواهد رسید عاقبت الامر بر هدف

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـف۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کفلاتخف
  2. پوستیدف
  3. رسدصف
  4. توصدف
  5. استشرف
  6. گهرتلف
  7. آههدف

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.