غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

کی به دعوی تاب آن روی چو مه دارد چراغ

باید امشب پایه خود را نگه دارد چراغ

۱

می رود با آه آتشاک دل در زلف تو

همچو آن رهرو که در شب پیش ره دارد چراغ

۲

شمع رخسار تو را گیرد به دعوی در زبان

در زبان افتاده آتش زین گنه دارد چراغ

۳

از شکاف سینه بر دل می فتد زان رخ فروغ

خانه ویران بلی از نور مه دارد چراغ

۴

ساقی ما رخ نمود ای شمع بنشین گوشه ای

زانکه این بزم از فروغ صبحگه دارد چراغ

۵

وقت پیر رهبر ما خوش که در شبهای تار

از می روشن به کنج خانقه دارد چراغ

۶

شعله‌های آه جامی نیست جز ایام هجر

هرکس آری بهر شب‌های سیه دارد چراغ

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دارد چراغقافیه: ـه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چراغچراغ
  2. توچراغ
  3. زبانچراغ
  4. فروغچراغ
  5. ایچراغ
  6. تارچراغ
  7. هجرچراغ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.