عشق تو منسوخ ساخت دفتر علامگی
بر ورق ما نوشت حرف سیه نامگی
۱خلعت شه باد چست بر قد خاصان که هست
جامه درویش بس خلعت بی جامگی
۲در ره خودکامه ای خاک شدیم و هنوز
از سر او کم نشد نخوت خودکامگی
۳بس که کنند ازدحام بهر تماشا عوام
مجلس واعظ گرفت صورت هنگامگی
۴محرم راز تو نیست کس به جهان زان شوند
خاصگیانت نهان در حجب عامگی
۵نفس که شد مطمئن در کنف عشق تو
رست ز امارگی ماند ز لوامگی
۶جامی و نظم بلند کز پی ثبتش کند
وجه قمر صفحگی تیر فلک خامگی
۷