پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز
ماند تن از کار و جان طالب جانان هنوز
۱رسته دندان گشاد رخنه حرمان و من
کام طلب از لب تنگ دهانان هنوز
۲تن شده مویی و مو گشته سفید و دلم
مویه کنان از غم موی میانان هنوز
۳مرده صدساله را مژده تو جان دهد
لب نگشاده به آن مژده رسانان هنوز
۴خاک توام دست من کی به رکابت رسد
گرد تو نایافته بادعنانان هنوز
۵لب ز سخن بسته ام غنچه وش اما چو خار
نشتر ریش منند تیززبانان هنوز
۶جامی اگر چه نماند نظم تو را رونقی
سخره طبع تواند سحربیانان هنوز
۷