غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز

ماند تن از کار و جان طالب جانان هنوز

۱

رسته دندان گشاد رخنه حرمان و من

کام طلب از لب تنگ دهانان هنوز

۲

تن شده مویی و مو گشته سفید و دلم

مویه کنان از غم موی میانان هنوز

۳

مرده صدساله را مژده تو جان دهد

لب نگشاده به آن مژده رسانان هنوز

۴

خاک توام دست من کی به رکابت رسد

گرد تو نایافته بادعنانان هنوز

۵

لب ز سخن بسته ام غنچه وش اما چو خار

نشتر ریش منند تیززبانان هنوز

۶

جامی اگر چه نماند نظم تو را رونقی

سخره طبع تواند سحربیانان هنوز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هنوزقافیه: ـانان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هنوزهنوز
  2. منهنوز
  3. دلمهنوز
  4. دهدهنوز
  5. رسدهنوز
  6. خارهنوز
  7. رونقیهنوز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.