غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلم که شوق لبت داد شربت اجلش

به مهر خط تو شد مهرنامه عملش

۱

چه جای طعن دلم را به مستی لب تو

چو داد باده ازین جام ساقی ازلش

۲

کدام شیفته دل در کمند زلف تو بست

که عقل خنده نزد بر درازی املش

۳

چو سنگ اساس جفا محکم است ازان دل سخت

کجا رسد ز نم چشم عاشقان خللش

۴

خوشا مرقع صوفی که محتسب هر دم

کشد پیاله ز جیب و صراحی از بغلش

۵

اگر چه در همه عمرش بدل نیافته ام

بس این که یافته ام همچو عمر بی بدلش

۶

چو راند جامی ازان چشم آهوانه سخن

سرود بزم غزالان مست شد غزلش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـلش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. اجلشعملش
  2. توازلش
  3. بستاملش
  4. سختخللش
  5. دمبغلش
  6. امبدلش
  7. سخنغزلش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.