غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش

از دیده رفت لیکن بر سینه ماند داغش

۱

سروی به تازگی بود از باغ لطف رسته

زد سیل قهر موجی کند از حریم باغش

۲

خرم گلی به بستان بشکفت بعد عمری

نادیده سیر بلبل تاراج کرد زاغش

۳

آن را که این شمامه دوران رباید از کف

مشکل که هیچ عطری مشکین کند دماغش

۴

زان گمشده ندانم با من نشان که گوید

جایی نرفت کز کس کردن توان سراغش

۵

دل را ره برون شد کی باشد از شب غم

کز باد بی نیازی بی نور شد چراغش

۶

اینسان که شغل هجران شد رنج بخش جامی

کی خواب راحت آید بر بستر فراغش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاغش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. فراغشداغش
  2. رستهباغش
  3. عمریزاغش
  4. کفدماغش
  5. گویدسراغش
  6. غمچراغش
  7. جامیفراغش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.