غزلیات

شمارهٔ ۴۹۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

دی جعد عنبر افشان برماه بسته بودی

خورشید چاشتگه را رونق شکسته بودی

۱

خوش آنکه با خیالت شب چشم بسته بودم

چون چشم باز کردم پیشم نشسته بودی

۲

حاسد ز بخت وارون گرچه نشست در خون

چون اختر سعادت بر من خجسته بودی

۳

نگسستم از تو هرگز امید گرچه عمری

پیوند آشنایی از من گسسته بودی

۴

جانم به غمزه خستی لیکن ز لطف پرسش

راحت رسان چو مرهم بر جان خسته بودی

۵

گیسو کشان رسیدی چون مشکبو غزالی

کز دست صید پیشه با دام جسته بودی

۶

جامی کنون که رستی از خود به عشق و مستی

می خواه عذر عمری کز خود نرسته بودی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بودیقافیه: ـسته۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودیبودی
  2. بودمبودی
  3. خونبودی
  4. عمریبودی
  5. پرسشبودی
  6. غزالیبودی
  7. مستیبودی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.