آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
مشکین خدنگهایش بر عنبرین کمان بین
۱خط می زند به سبزی بر طرف عارض او
شاخی ز سنبل تر پیوند ارغوان بین
۲ای تن چو موی کرده در سرغیب دانی
بند قباش بگشا باریکی میان بین
۳ای نبض جوی عاشق پیش آر دست لطفی
در آستینش مشتی فرسوده استخوان بین
۴دانی چگونه گردد خط منتهی به نقطه
خط لبش چو دیدی آن نقطه دهان بین
۵تا قدر خود بداند گو پا برون نه از در
سرهای تاجداران بر خاک آستان بین
۶کاتب چو شعر جامی جدول کشد به سرخی
در دفترش ز هر سو سیلاب خون روان بین
۷