غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

بیا ای همچو گل رنگین تو را دامن به خون من

یکی چون لاله با داغ توبیرون و درون من

۱

ستون خانه آهم سوخت بگذر ای لب شیرین

تماشا کردن فرهاد را بر بیستون من

۲

نمی خواهم ز باده سرخرویی تا شد از لعلت

حساب سیل اشک سرخ جام لاله گون من

۳

فراهم کی شود کارم ز عقل و صبر و دین زینسان

که سنگ انداخت در هنگامه ایشان جنون من

۴

شدی طالع ز اوج حسن و از خود بی خودم کردی

بدین دولت نشد جز حسن طالع رهنمون من

۵

چنان بگداختم بی تو که گر از سرکشم خرقه

توان راز درون را یک به یک خواند از برون من

۶

چه حاصل گر فسون دوستی شد شعر من جامی

چو هرگز در پری‌رویان نمی‌گیرد فسون من

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: منقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. شیرینمن
  3. لعلتمن
  4. زینسانمن
  5. کردیمن
  6. خرقهمن
  7. جامیمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.