غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از بس که چشم دارم کان مه ز در درآید

از جا جهم چو ناگه آواز در برآید

۱

ریزم سرشک گلگون از زخمه مغنی

آری روان شود خون بر رگ چو نشتر آید

۲

گرمم ز آتش دل زانسان که گر درین تب

پهلو نهم به بستر دودم ز بستر آید

۳

آن کامدن به کویت کرد اختیار یک ره

بی اختیار گشته صد بار دیگر آید

۴

بالین خواب راحت سازم بر آستانت

شبها ز پاسبانم سنگی که بر سر آید

۵

از اوج ناز کم ده دامن به کس که بر کف

هر چند گل خوش آید بر بار خوشتر آید

۶

هست آن دهان نشانی از آب خضر کز وی

لب تشنه باز گردد گر خود سکندر آید

۷

بی لعل تو نشانی باشد ز اشک جامی

خون کز دل صراحی در چشم ساغر آید

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آیدقافیه: ـر۷ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. درآیدبرآید
  2. مغنیآید
  3. تبآید
  4. رهآید
  5. آستانتآید
  6. کفآید
  7. ویآید
  8. جامیآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.