غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

گر هر حرام بودی چون باده مست کاره

همواره مست بودی شیخ حرامخواره

۱

حاشا که باده نوشان ریزند جرعه بر وی

اندیشه های پنهان گر سازد آشکاره

۲

عارف به کنج خلوت خاموش و سر عرفان

با این و آن مقلد گفته هزارباره

۳

در قعر بحر ماهی بسته دهان و غوکان

بگشاده لب به دعوی بی معنی ازکناره

۴

دیوانه وار واعظ گوید سخن پریشان

گرد آمده گروهی بر وی پی نظاره

۵

سر رشته تعلق نگسسته صوفی از خود

بخیه زدن چه سودش بر دلق پاره پاره

۶

گیرند چون شماره جامی مقلدان را

کن جهد آنکه باشی بیرون ازان شماره

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاره۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کارهحرامخواره
  2. ویآشکاره
  3. عرفانهزارباره
  4. غوکانازکناره
  5. پریشاننظاره
  6. خودپاره
  7. راشماره

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.