غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم

یکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانم

۱

تنگ آمدم ز دانش درده شراب صافی

تا لوح خاطرم را شوید ز هر چه دانم

۲

هر چند حیله کردم از خویشتن نرستم

می ده که تا به مستی خود را ز خود رهانم

۳

زان می که گر بنوشم یک جرعه روزی از وی

چون خضر تا قیامت زان جرعه زنده مانم

۴

زان می که بعد عمری برخاک ار بریزی

چون شاخ تازه از گل برروید استخوانم

۵

چون نیست می مباحم در کیش خودپرستان

به زآب روی ایشان خاک در مغانم

۶

از می رساند جامی خود را به وصل جانان

ساقی بیا که باشد خود را به وی رسانم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بجانمدهانم
  2. صافیدانم
  3. نرستمرهانم
  4. ویمانم
  5. بریزیاستخوانم
  6. خودپرستانمغانم
  7. جانانرسانم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.