غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم

درآن ترانه کنم صوفیانه خود را گم

۱

چو آن ترانه ام از خویشتن تهی سازد

عجب مدار چو پیمانه گر جهم در خم

۲

تو گنج حسنی و گرد تو اژدهای فلک

به قصد پاس تو زاغیار سرنهاده به دم

۳

به راه رخش تو سر پر خمار افتاده

بود خمار مرا بشکند به کاسه سم

۴

اگر فروغ جمالت رسد به صبح نخست

فراغتی بود آفاق را ز صبح دوم

۵

تویی به لطف پری بل کزان لطیفتری

که داد جلوه خدایت به صورت مردم

۶

به رشح خامه جامی نظرگشا کاینجاست

که سر همی زند از نیم قطره صد قلزم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. خمگم
  2. سازدخم
  3. فلکدم
  4. افتادهسم
  5. نخستدوم
  6. لطیفتریمردم
  7. کاینجاستقلزم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.