غزلیاتشمارهٔ ۲۷۶ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییار زلف دوتا به هم بستهصد کمند بلا به هم بسته۱جعد مشکین او به هر حلقهصد دل مبتلا به هم بسته۲دولبش بسته شد ز ما به سخندو شکر گوییا به هم بسته۳پیش آن روی چیست دسته گلچند شاخ گیا به هم بسته۴چون دو زلفش ازو دو دست رقیبخوش بود از قفا به هم بسته۵نامه ما به او بود سوی شاهدوسه حرف از گدا به هم بسته۶شعر جامی شنید و گفت به طنزاین همه از کجا به هم بسته۷