ای پای دل ز زلفت در عنبرین سلاسل
زین عنبرین سلاسل مشکل خلاصی دل
۱آرد به هوش زنجیر آن را که گشت مجنون
زنجیر تو ربوده هوش هزار عاقل
۲هرگز نشد خیالت دور از مقابل جان
ما را خیالت آری با جان بود مقابل
۳گلها به وصف رویت رنگین رسایل آمد
کرده صبا تک و پو در نشر آن رسایل
۴دل ماند و آن زنخدان گرچه برآمدش جان
هاروت را چه امکان رستن از چاه بابل
۵حادی ز آب چشمم گل شد همه بیابان
بهر خدا که طی کن ذکر حبیب و منزل
۶در نظم و نثر جامی وصف تو گوید و بس
لله خیر ناظم لله در قائل
۷