دل مرا ز هزار آرزو بگردانی
درآرزوی خودم کو به کو بگردانی
۱ز قبله روی بگردانیم که رو به من آر
به روی تو چو کنم روی رو بگردانی
۲چه باک ازانکه نیابم تو را ازان ترسم
که روی من ز ره جست و جو بگردانی
۳به رخ چو جعد مسلسل نهی هزاران دل
ز راه عقل به هر تار مو بگردانی
۴دهانت دایره لطف را شود مرکز
به گرد گل چو خط مشکبو بگردانی
۵خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدت
که چشم خویش ز روی نکو بگردانی
۶نمیرد آتش جامی به ساغر ای ساقی
به دور او چه شود گر سبو بگردانی
۷