غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بپوش خط بناگوش نازنین کسی

که نیست ایمن ازین فتنه عقل و دین کسی

۱

به کین هیچکسان برمیان کمر بستی

کمر نبسته چو تو هیچ کس به کین کسی

۲

به آن صلایه اقبال هر سری نه سزاست

مباد خاک درت صندل جبین کسی

۳

به دستیاری دولت فلک سبیکه سیم

چو ساعدت ننهاده در آستین کسی

۴

به خاک سوخته جانا مکن خرام مباد

رسد به دامن تو آه آتشین کسی

۵

حریم خاص تو خواهم تمام روی زمین

نخواهمت که نهی پای بر زمین کسی

۶

به زیر طره تو کرده جای خال سیاه

چو هندویی که نشسته ست در کمین کسی

۷

خوش است عالم از انفاست ای صبا گویی

گشاده ای گره از جعد عنبرین کسی

۸

بس است خاطر سحرآفرین تو را جامی

چه حاجت است درین سحرت آفرین کسی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کسیقافیه: ـین۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کسی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کسیکسی
  2. بستیکسی
  3. سزاستکسی
  4. سیمکسی
  5. مبادکسی
  6. زمینکسی
  7. سیاهکسی
  8. گوییکسی
  9. جامیکسی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.